خاک شناسی دانشگاه زنجان

کرم خاکی

مقدمه

‏پژوهش درباره فراوانی چگونگی زندگی وکارگرد جانوران خاکزی می تواند بسیار ‏شگفت انگیر و سودمند باشد. برخی ازجانورانی که در خاک پیدا می شوند، همه چرخه زندگی و برخی دیگر تنها بخشی از زندگی خود را در خاک می گذرانند. جانورانی که زندگی آنها از ‏گام های تخم ، جوانی و بلوغ می گذرد، می توانند یک ، دو یا هر سه گام زندگی خود را در خاک ‏سپری کنند. به جانورانی مانند کرم های خاکی که همه گام های زندگی خود را در خاک می گذرانند ،ژئوبیونت و به جانورانی دیگر مانند برخی حشرات یاجنبدگان که تنها بخشی از ‏زندگی خود را در خاک می گذرانند، ژئوفیل می گویند. روی هم رفته جانورانی که در خاک یافت می شوند بیشتر از شاخه های کرم های حلقوی ، کرم های لوله ای، بند پایان ، نرم تنان و مازه داران هستند زیتوده جانوران درخاک های گوناگون یکسان نیست و آن بستگی به ویژگی های خاک، آب و هوا، پوشش گیاهی و ... دارد و بیشتر از5/0 ‏تن در هکتارگزارش شده است.

‏روی هم رفته فراوانی و گوناگونی جانوران در خاک های دست نخورده ‏و یا کمتر به هم خورده ‏مانند خاک چراگاه ها ، علفزار های دایمی وجنگل ها بالاتر از خاک های دست خورده ‏و کشتزارها ‏است. بنابراین در چرخه عناصر غذایی ، جانوران در این خاک ها اهمیت ویژه ای دارد. جانوران با خرد کردن و تجزیه نسبی مواد آلی و همچنین آمیخته کردن مواد آلی و کانی در خاک ، از راه ‏آماده سازی مواد آلی برای گوارشی میکروبی به چرخه عناصر غذایی کمک می کنند. بنابراین در ‏فرایند دگرگونی و گوارش مواد آلی در خاک ، جانوران خاکزی و میکروب ها سینرجیسم و ‏همکردار هستند و کارکرد آنها درکنار یکدیگر بیشتر از مجموع کارکرد جداگانه آنها است.

در طبقه بندی جانوران که در آغار قرن 19 قرن انجام گرفت، تمام جانورانی که دارای بدنی دراز و فاقد ضمایم واضح بودند به کرمها موسوم شدند. این جانوران به علت داشتن یک انتهای قدامی یا سر که دارای اندامهای حسی است و به قصد برخورد و روبرو شدن با محیط به طرف جلو حرکت می‌کنند و یک انتهای خلفی یا دم ، با اسفنجها و مرجانها و شانه‌داران اختلاف و تمایز دارند . رده کمتاران ، رده‌ای از کرمها هستند که به صورت حلقوی هستند که در هر حلقه چندین تار دارند. کرمهای خاکی نمونه ای از این رده است. از کرمهای خاکی بزرگ لومبریکوس ترستریس نمونه جالبی است که ممکن است به درازای 30 سانتیمتر و به قطر 9 میلیمتر رشد کند.

 

مشخصات خارجی :بدن این کرم ، استوانه‌ای دراز و بطور واضح در دو انتها نازک و باریک است. سطح شکمی آن پهن و رنگ پریده‌تر از سطح پشتی است و سطح پشتی تیره است. سر مشخص و متمایزی در حیوان وجود ندارد. بدن یک کرم بالغ به 80 تا 100 قطعه حلقه‌ای شکل که بوسیله شیارهای عرض مجزا است، تقسیم شده است. دهان کرم در حلقه اول است و بوسیله یک قطعه گوشتی به نام پیش دهان آویزان می‌باشد. مخرج آن بیضی شکل و بطور عمودی در حلقه آخر قرار دارد. روی حلقه‌های 31 تا 37 برآمدگی غده‌ای واضحی به نام کمربند تناسلی دیده می‌شود. کمربند تناسلی ماده سازنده پیله را که محتوی تخم است ترشح می‌کند.

تارهای کرم خاکی :در هر حلقه به جز اولی و آخری ، 4 جفت تار موی مانند کوچک وجود دارد که در سطح شکمی و جانبی مختصر برجستگی پیدا کرده است. هر تار عبارت است از یک میله کیتینی نوک تیزی است که در یک کیسه اپیدرمی مخصوص واقع در درون دیواره بدن جای گرفته است. تار می‌تواند بوسیله عضلات منقبض کننده در هر جهت حرکت کرده، امتداد یابد و یا عقب کشیده شود و تارها در موقعی که کرم در سوراخش قرار دارد و یا روی زمین حرکت می‌کند مانند گیره یا میخ عمل می‌نماید.

دیواره بدن : قسمت خارجی کرم از یک کوتیکول شفاف و نازک پوشیده شده است.کوتیکول دارای خطوط عرضی نازکی است که یک منظره قوس و قزحی مختصری ایجاد می‌کند. در کوتیکول سوراخهایی در روی بسیاری از سلولهای حسی اپیدرم موجود است. اپیدرم روی یک غشای قاعده‌ای قراردارد و زیر غشای قاعده‌ای لایه نازکی از عضلات حلقوی و لایه ضخیم‌تری از عضلات طولی وجود دارد. سطح داخلی دیواره بدن از صفاق مستور است. شکل جانور در نتیجه خاصیت کشش دیواره بدن روی اندامها و مایعات درونی حفظ می‌شود.

 

 

کرم خاکی

حركت :کرم خاکی همانند لوله گوارش، دارای دو گروه ماهیچه های طولی و حلقوی است؛ با این تفاوت که در لوله گوارش ماهیچه طولی در طرف خارج ماهیچه حلقوی قرار دارد، ولی در کرم خاکی وضعیت برعکس است و ماهیچه های حلقوی در طرف خارج ماهیچه های طولی قرار دارند. انقباض این ماهیچه ها به صورت متناوب انجام می شود؛ یعنی در بخشی از بدن کرم خاکی که ماهیچه های طولی منقبض هستند، ماهیچه های حلقوی در حال استراحتند. همان طور که در شکل دیده می شود، در این بخشها، قطر بدن کرم خاکی بیش از بخشهای دیگر است. در بخشی از بدن که ماهیچه های حلقوی منقبض هستند، ماهیچه های طولی استراحت می کنند و بدن کرم خاکی نازکتر است. این انقباضات متناوب موجب می شود که طول بدن کرم خاکی تغییر کند (درازتر یا کوتاهتر شود) و به این طریق، کرم خاکی حرکت می کند.

 

دستگاه گوارش

این دستگاه از قسمتهای زیر تشکیل می‌شود:

 دهان که دنباله آن حفره دهانی است. (در حلقه‌های 3 )  حلق (در حلقه‌های 5 - 4) با غده‌های مخصوص چرب و نرم کردن و الیاف عضلانی در دیواره‌های خارجی آن.  مری باریک و مستقیم (در حلقه‌های 14 - 6) که بوسیله سه جفت غده‌های آهکی از پهلو اتصال دارد. یک چینه‌دان بزرگ با دیواره نازک که در حقیقت یک پیشخانه برای ذخیره می‌باشد. سنگدان (در حلقه‌های 18 - 17) با دیواره‌های عضلانی ضخیم و محکم که در داخل از کوتیکول مفروش است. روده که تا مخرج امتداد دارد.

تغذيه : كرم هاي خاكي معمولاً از مواد آلي رو به فساد و مدفوع پستانداران تغذيه مي كنند و گونه هاي سوراخ هاي عميق (گونه هاي geophanous)، و برخي ديگر از آن ها حتي از نماتود ها تغذيه مي كنند. معلوم شده است كه وقتي كرم هاي خاكي به خاك اضافه شدند جمعيت كرم هاي نماتود ممكن است تا حدود %60 كاهش يابد. همچنين ميكروب ها نقش مهمي در جيره غذايي كرم هاي خاكي دارند، و حتي كرم هاي خاكي مواد آلي داراي حيات ميكروبي با تراكم بالا را ترجيح مي دهند. برخي محققين معتقدند كه ميكروارگانيسم ها براي كرم هاي خاكي حياتي هستند. آب يك نياز عمده كرم هاي خاكي مي باشد، بطوري كه %80 وزن بدنشا ن را آب تشكيل مي دهد در روز حدود %15 شل و سست مي شوند. اگر رطوبت در دسترس نباشد به منظور دست يافتن به آن به عمق خاك خواهند رفت.

 دستگاه گردش خون : گردش خون در كرم خاكي از نوع بسته بوده وداراي دورگ خوني اصلي كه در طول بدن آن گسترش يافته اند،مي باشد .رگ خوني شكمي خون رساني به قسمت هاي عقبي بدن ورگ خوني پشتي خون رساني به قسمت هاي جلوئي بدن را بر عهده دارد. رگ هاي پشتي قابل انقباض بوده وخون را به طرف قلب ها(قوس هاي آئورتي)واز آنها به داخل رگ هاي شكمي پمپ مي نمايند . خون توسط رگ هاي شكمي به مويرگ هاي ديواره بدن ، ساير اندام هاوسينوس رگي درديواره لوله گوارش توزيع مي گردد.پنج رگ اصلی ممتد در طول بدن و پنج جفت قلب در حلقه‌های 11 - 7 دیده می‌شود. (10عدد)از حلقه 12 به طرف عقب ، هر حلقه دارای رگ های بند بند زوج است که رگ های طولی را به اندام های گوناگون مربوط می‌سازد. كرم خاكي داراي هموگلوبين محلول در پلاسما است.

دستگاه تنفس: تنفس ازنوع پوستي است. پوست توسط ترشحات سلول هاي غده اي ونيز نفوذ مايع سلومي از طريق منافذ به سطح،مرطوب نگه داشته مي شود.خون جاری اکسیژن را در مویرگ های نزدیک کوتیکول مرطوب در دیواره بدن ، دریافت کرده و CO2 پس می‌دهد. اکسیژن با هموگلوبین درپلاسما ترکیب شده به بافت های مختلف حمل می‌شود.

دستگاه عصبی : در بالای حلق (حلقه 3) یک جفت گانگلیون های مغزی با مغز وجود دارد. دو رابط از پیرامون حلق به گانگلیون های زیر مری دو قطعه‌ای کشیده می‌شود، به نام حلقه دور مری و از گانگلیون های زیر مری طناب عصبی شکمی در طول کف حفره عمومی بدن تا حلقه مخرجی امتداد می‌یابد. چندین عصب نیز به پیش دهان و ناحیه دهانی متصل می‌گردد. طناب عصبی شکمی در هر حلقه دارای یک عقده بزرگ است و 3 جفت عصب جانبی از آن خارج می‌شود. طناب و عقده‌ها به صورت ساختمان های جفت بوجود می‌آید، رشته اعصاب جانبی به عضلات ، سلول های اپیدرمی ، نفریدی ها ، کیسه‌های تار و سایر اندام ها عصب می‌دهد.

دستگاه تولید مثل: کرم خاکی هرمافروديت( تک جنسی) است و در هر کرم اندام های جنسی نر و ماده در قسمت شکمی جای دارد. ولي اقدام به جفت گيري با فرد هم گونه مي كند.کرم های خاکی در بیشتر سال ، تولید مثل می‌کنند، ولی حداکثر فعالیت تکثیری آنها در هوای گرم و مرطوب است. جفت گیری در شب صورت گرفته. دو کرم خود را از سوراخ بیرون کشیده، سطح شکمی قدامی‌شان را نزدیک هم می‌آورند، بطوری که انتهای قدامی‌شان در دو جفت مخالف هم قرار دارد. در هر کرم یک جفت شیار اسپرمی تشکیل می‌شود که در طول آنها توده‌های اسپرم به منظور دخول در جایگاه اسپرمی دیگری عبور می‌کند. پس از این عمل ، کرم ها از هم جدا می‌شوند. بنابراین عمل لقاح دو جانبه و متقابل است.

 دستگاه دفعي : دستگاه دفعي از نوع نفريديوم بوده كه در همه بندها جز سه بند جلويي ويك بند انتهايي يافت مي شوند.

رابطه کرم خاکی با انسان :کرم های خاکی به عنوان طعمه در ماهی گیری مصرف عملی دارند. اثرات طویل‌المدت کرم های خاکی در طبیعت جنبه‌های عملی مشخصی دارد. از آنجا که خاک را سوراخ می‌کنند اثرات قابل توجهی در حاصلخیزی خاک دارند. آزمايش هاي انجام شده روي خاك نشان داده است كه خاك هاي قالب ريزي شده توسط كرم هاي خاكي بطور ميا نگين تا حداكثر 4.5 برابر بيشترازخاك هاي معمولي داراي پتاسيم مي باشند. خاكي كه از لوله گوارش كرم عبور كرده باشد تقريبا 7 برابر بيشتر نيتروژن خواهد داشت. عمل كرم خاكي تنها مانند يك دستگاه زهكشي خوب بهبود بخشيدن به فرايند گردش آب و هوا نمي باشد، بلكه مواد معدني وآلي را نيز مخلوط مي نماید. همچنين آنها كارخانه هاي بسيار كوچك كودسازي هستند كه بدون هيچ هزينه اي براي كشاورز به كار خود ادامه مي دهند. اين عمل بدون نياز به سوخت فسيلي انجام شده و هيچ حمل و نقلي در آن دخيل نمي باشد. اما با وجود همه پديده هاي حياتي خاك، آن ها مخلوقات حساسي هستند و درمقابل كاربرد سموم وكودهاي مهاجم شيميايي زنده نخواهند ماند.

بطور كلي كرم هاي خاكي مي توانند از سه طريق بر محيط تاثير بگذارند:

1- تراكم ميكروبي– زيستي (حيات ميكروبي)

2- ميزان دسترسي به مواد معدني شيميايي، و تجزيه مواد آلي

3- به طور فيزيكي از طریق سوراخ ها (از طریق هوادهي و از اين قبيل)، وپراكندن (جابجايي مواد معدني بين لايه هاي خاك) اثرات كرم هاي خاكي بر توليد محصول از آزمونی به آزمون ديگر تغييرات وسيعي دارد. اين تنها بخاطر گونه ها، محصول و نوع خاك نمي باشد بلكه، بخاطر وضعيت هاي آب و هوايي هنگام آزمون نيز مي باشد. به عنوان مثال نشان داده شده است كه درباغستان هايي با جمعيت زياد كرم هاي خاكي، درختان، داراي ريشه هايي تا حدود %5 بزرگتر مي باشند. با اين حال محصولات در اين باغستان ها تنها %2 بيشتر است. (شخص نياز خواهد داشت كه مقاومت تنش باغستان ها را كه درطول سال از خشكي ناشي شده است) براي يافتن ارزش واقعي اثرات كرم خاكي بر محصولات امتحان كند. با اين وجود افزايش محصول در شبدر به ميزان %900 و در گندم به ميزان %100 مشاهده شده است. ريشه ها اغلب، سوراخ ها را تعقيب  مي كنند و از مواد غذايي در دسترس، در گوشه و كنار خود تغذيه مي كنند، يك حقيقت شگفت انگيز اين است كه ريشه ها (اغلب به اندازه 2mm) درجستجوي قالب كرم (مسير حفر نقب كرم) هستند. حتي اگر ريشه مجبور به رشد به سمت بالا باشد اين اتفاق رخ مي دهد. علت آن است كه كرم هاي خاكي (يا ميكروب هاي موجود در داخل روده آنها) غلظت فاكتورهاي رشد و ويتامين ها را در تونل (نقب) افزايش مي دهند. نقب هاي زيرزميني كرم هاي خاكي به افزايش كاني هاي لايه A نسبت به لايه های B و C كمك مي كند. ضمناً لايه هاي تحتاني با مواد آلي لايه هاي فوقاني A و O غني مي شوند. اين در هم آميزي به علاوه ي افزايش اكسيژن و نفوذ آب به لايه هاي پاييني، ضخامت خاك هاي فوقاني را افزايش مي دهد. در سال به اندازه 20cm از لايه سفت زير- خاك (Subsoil) توسط نقب هاي كرم هاي خاكي می تواند به سطح آورده شود. از ساير تاثيرات بر محيط اين است كه هميشه خاك اطراف سوراخ ها خنثي تر از خاك هاي مجاور هستند (به PH 7 نزديكترند). اين به خنثي سازي اسيد یته و يا خاصيت بازي موجود در خاك كه به موجب بهينه سازي PH براي رشد ريشه گياهان كاشته شده بوجود مي آيد كمك مي كند. يك ماده موكوزي كه غني از پروتئين است ديواره تونل ها را قوام مي بخشند. اين ماده به عنوان منبع انرژي ميكروب ها كارايي دارد. مشاهده شده است كه تراكم ميكروب هاي شوره ساز در نقب ها %40 بيشتر از خاكهاي ديگر است. اين به آن معني است كه هر كجا كرم هاي خاكي حضور داشته باشند خاك از كيفيت مطلوبي برخوردار بوده و به همين دليل كرم خاكي يك ابزار ايده ال براي سنجش كيفيت خاك مي باشد.

يكي از اساتيد دانشگاه Eburnean گفته است كه: اگر هنگام شخم زدن بتوانيم 80 كرم در هر 10 قدم از شيارهاي زمين بيابيم آنگاه خاك مطلوب می باشد. كرم هاي خاكي چه مي كنند؟ كرم هاي خاكي در خاك عملكردهاي منحصر به فردي دارند. نقب هاي بزرگ آن ها اجازه مي دهد كه آب باران به راحتي وارد خاك شود و ميزان سرعت نفوذ آب در خاك افزايش يابد. اين مانع از شستشوی خاک شده و به آب اجازه مي دهد تا وارد ناحيه ريشه ها شود و مورد استفاده گياهان قرار گيرد. نقب هاي آن ها همچنين اجازه مي دهد كه ريشه هاي گياهان به راحتي از خلال خاك عبور كرده و به فضاي جديدي راه يابد، خاك هايي كه توسط كرم هاي خاكي عمل آمده باشند داراي ساختار گل مانند پايداري هستند كه احتمال جابجايي آن توسط باد كمتر است. نقش كرم هاي خاكي به همان اندازه داراي ويژگي هاي منفي نيز مي باشد. در مناطق خاصي گونه هایي معرفي شده كه بر سركرم هاي خاكي بومي رقابت دارند. اين مسئله زندگي توفيق آميز، بلكه بقاي گونه هاي بومي را با مشكل رو به رو مي سازد. لذا در بسياري اوقات گونه هاي بومي در مناطق مجزاي كوچكي به سر مي برند. بسياري از كرم هاي خاكي كه ما مي بينيم در اروپا معرفي شده اند. اين لزوما يك رويه منفي نمي باشد، اما مشكلاتي را هم بدنبال دارد. يك مثال توده فضله اي است كه مربوط به Lumbricus terrestris در غرب كانادا مي باشد كه باعث شده خاك هايي با موادي با منشاء آهكي چيره شوند. نقب زني هاي عميق L.terrestris توده هاي فضله سفت بهم چسبيده اي مي سازد. اين نقب زني ها، زير-خاك (Subsoil) سفت را درمعرض خشك و خيس شدن قرار مي دهد كه اين ماده را بسيارسخت كرده واز پيش بردن آن را در باغ ها، پيست هاي گلف، و چمن زارها با مشكل رو به رو مي سازد.

گروه بندی جانورانی خاک

باشلیه جانوران را بر پایه اندازه تن بالغ آنها در چهار گروه رده بندی کرده است.

‏‏1)میکروفون: جانورانی هستند که اندازه ای کوچکتر از 2/0 میلی متر دارند. این گروه از جانوران خاک نیاز به آب فراوان دارند و بیشتر در لوله های موبین خاک بسرمی برند. بیشتر آنها هنگامی ‏که خاک خشک میشود به ریخت خفته با پایین آورد ن سوخت وساز خود زندگی را ‏می گذرانند.پروتوزوئرها و نماتدها نمونه هایی از میکروفانای خاک هستند.

2‏) مزوفون یا میوفون: جانورانی هستند که اندازه ای بزرگتر از 2/0 و کوچکتر از 4 ‏میلی متر دارند. بیشتر این جانوران نم پسند بوده ‏و شمار اندکی از آنها خشکی پسند هستند. مهمترین آنها از ‏شاخه بندپایان، راسته های کنه ها و پادمادن است. از جانوران دیگر این گروه ‏حشرات بی بالی مانند ‏بی شاخکان و دم چنگالان است که در خاک اهمیت کمتری دارند.

3‏) ماکروفون: میانگین اندازه این جانوران از 4 ‏تا 80 ‏میلی متر است. برخی از کرم های حلقوی ، ‏حشرات بالدار، هزار پایان ، عنکبوت مانندها و نرمتنان در این گروه جای دارند.

4) مگافون: جانورانی درشت که اندازه تن بالغ آنها بزرگتر از 8 ‏سانتیمتر تا 6/1 ‏متر است. ‏کرم های خاکی غول آسا وخرچنگ های سرزمین های کرم ونمناک ، برخی از دوزیستان ، ‏خزندگان و پستانداران از این گروه ‏جانوران هستند.

‏والورک جانوران خاک را در سه گروه جا داده است.

1‏) میکروفون: که اندازه آنها 20 ‏تا 200‏ میکرون

2‏) مزفون: که اندازه آنها 200 ‏میکرون تا 1 ‏سانتی متر

3‏) ماکروفون:که اندازه آنها بیشتر از 1 ‏سانتی متر است.

‏جانوران با خردکردن و فروبردن مواد آلی و پلی مری به درون دستگاه گوارش خود و گوارش ‏شیمیایی و آنزیمی آنها و جذب مواد ساده تغذیه می کنند. جانوران مواد گوناگونی را می خورند که ‏بر همین پایه آنها را گروه بندی کرده اند:

1) ساپروفاگوس یا پوده خوار: جانورانی هستند که از مواد آلی مرده ‏تغذیه می کنند. در این ‏گروه به جانورانی که از موادگیاهی مرده ها خرده ریزه ‏های برگ تغذیه می کنند دتریتیوروس یا ساپروفاژ به جانورانی که از فضولات جانوران دیگر تغذیه می کنند کوپروفاژ و به جانورانی که از ‏لاشه جانوران دیگر تغذیه می کنند نکروفاژ می گویند.

2‏) بیوفاگوس یا زنده خوار: جانورانی هستند که از جانداران یا مواد آلی زنده تغذیه می کنند. در این گروه به جانورانی که ازگیاهان زنده تغذیه می کنند. گیاه خوار یا فیتوفاژ می گویند که بیشتر آنها از چرندگان یا سرشاخه خواران می باشند. از گروه زنده خوار ها برخی از جانوران زنده دیگر ‏تغذیه می کنند که به آنها گوشت خوار یا کارنی وروس می گویند. برخی دیگر اززنده خوارها از ‏میکروب های زنده تغذیه می کنند که به آنها میکروب خوار یا میکروبی وروس می گویند. یادآور ‏می شود که جانوران شکاری با شکار و گرفتن میکروب ها و جانوران زنده تغذیه می کنند. بنابراین جانوران کارنی وروس و میکروبی وروس همان شکارچیان خاک هستند که شکار را گرفته همه یا بخش هایی از شکار خود را فروبرده و می بلعند انگل ها گروه دیگری از جانوران بیوتروف هستند ‏که غذای خود را از یک جاندار دیگر می گیرند ولی میزبان خود را نمی کشند. آنها بر روی میزبان ‏یا در درون آن برای یک زمان کم یا بیش دراز زندگی و تغذیه میکنند که این کار مایه ناتوان شدن میزبان و گاهی مرگ آن می شود.

‏به هرگونه این گروه بندی چندان در جداسازی جانوران خاک کارآیی ندارد. زیرا بسیاری از ‏جانوران در چند گروه جای دارند. برخی هم بسته به ویژگی های زیستگاه خود چگونگی و روش

‏تغذیه نوینی را بر می گزیند. برای نمونه بسیاری از ساپروفاژها به هنگام کمبود مانده های گیاهی در ‏خاک فیتوفاژ می شوند و با دستبرد به گیاهان زنده و خوردن برگ ، ریشه و یا میوه آنها آفت گیاهان زنده می شوند. ‏جانوران خاک را بر پایه توان آنها در کندن زمین و ژرفای فرورفتن آنها در خاک نیاز ‏رطوبتی و ... نیز گروه بندی کرده اند. ازآنجایی که این گروه بندی ها جانوران خاک را بخوبی از ‏یکدیگر جدا نمی سازند. از گروه بندی سیستماتیک برای شناسایی و بررسی گونه های جانوری در ‏خاک بهره گیری می کنند. بیشتر جانوران چند یاخته ای (متازوا) خاک از گروه بی مهرگان هستند.

‏گفته می شود که نزدیک 95% از متازوای خاک از گروه بی مهرگان یا چهار شاخه کرم های حلقوی، کرم های لوله ای ، بندپایان و نرم تنان هستند. هریک از این شاخه ها جانوارنی خاکزی دارند که بسته به ویژگی های خاک ،فراوانی گوناگونی دارند. برخی از آنها مانند صدپا زنده خوار و ‏گوشت خوار هستند. گروهی دیگر مانند نماتدها، سوسک ها، کنه ها ، لارو مگس ها و... همه چیز خوار هستند و برخی هم مانند کرم های خاکی ، خرخاکی ، هزارپا و... بیشتر از مانده های گیاهی بهره می گیرند. جانورانی از شاخه مازنداران (زیر شاخه مهره داران یا رده های دوزیستان ، ‏خزندگان و پستانداران) نیز در خاک یافت می شوند که گاهی شمار آنها بالا است و مایه دگرگونی ‏ویژگی های خاک می شوند. بنابراین بیشتر جانوران خاک از گروه بی مهر گان و شمار اندکی از آنها از زیر شاخه مهره داران هستند که در فصل های آینده این بخش از پنج شاخه یاد شده گفتگو خوهد شد.

 

شاخه کرم های حلقوی

شاخه کرم های حلقوی سه رده ‏پرتاران (پلی کتا)، کم تاران (الیگوکتا) و بی تاران (هیرودیناس) را دارد که رده ‏های نخست و سوم آ‏ن در آب های آزاد زندگی می کنند آنها بیشتر زندگی انگلی دارند و در خاک اهمیت چندانی ندارند. از کلامی الیگوکتا بیش از 5000 ‏گونه جانور شناسایی شده است که آنها در آب های شیرین ، شور، برکه و دریاها و همچنین ‏خشکی ها زندگی میکنند. جانوران خشکی زی این رده مانند کرم های خاکی و کرم های گلدانی در ‏خاک اهمیت بسیار دارند به گونه ای که آنها را به نام هایی چون ، شش های خاک ، سوراخ های ‏تنفسی خاک ، دستگاه گوارشی خاک شخم زننده های نخستین یا بنیادگران یا معماران خاک ‏خوانده اند.

‏‏در میان کرم های خاکی که در سرزمین های معتدله زندگی می کنند خانواده لومبریسیده ‏مهم ترین آنها است که جنس لومبرکوس با درازای 3 ‏تا 30 ‏سانتی متر و آلولوبوفورا با درازای 4 ‏تا 20 ‏سانتی متر از جنس های مهم آن هستند. مهمترین خانواده کرم خاکی که در سرزمین های گرمسیر زندگی می کند مگاسکولسیده است که هگاسکولکس ومگاسکولیدس از جنس های مهم آن ‏است. جنس دیگری از کرم های خاکی که در سرزمین های گرمسیر زندگی می کنند رینودریلوس ‏است. درازای آنها از 1 ‏تا 3 متر و قطر آنها از 2 ‏تا 3 سانتی متر گزارش شده ‏است. این کرم های بزرگ و درشت را کرم های غول آسا می نامند. مهم ترین خانواده کرم های گلدانی که در همه ‏سرزمین ها یافت شده است خانواد انکی ترییده می باشد که اندازه آنها کوچک و درازایی از 2 ‏تا 30 ‏میلی متر دارند که گاهی به 5 ‏سانتی متر هم می رسد. قطر آنها نیز کوچک و از 2/0 ‏تا 1 ‏میلی متر است.

ریخت شناسی کرم های حلقوی

‏این شاخه از جانوران ، تن حلقه حلقه و بندبند دارند که در خانواده لومبریسیده دیواره ‏بند ها به ‏اندازه ای فرورفته است که به لوله گوارشی آن چسبیده است. شمار بند های تن یک کرم از بیش از 7 ‏بند در کرم های کوچک تا 600 ‏- 500 ‏بند در کرم های غول آسا است و با سالخوردگی جانور ‏شمار آنها بیشتر می شود. شمار بند های تن کرم لومبریکوس ترستریس نزدیک 180 ‏است.

‏در روی هر بند از تن کرم شمار اندکی ( 4 ‏یا 8 ‏) تار هست که اندازه هایی گوناگون و ‏ریخت هایی نا همانند در گونه های مختلف دارد. کرم های خانواده لومبریسیده چهار جفت تار ‏میکروسکپی (دو جفت جانبی و دو جفت شکمی) در هر بند از تن خود دارند. هر بند از تن کرم دارای یک سری ماهیچه حلقوی است که با باز و بسته شدن توان جابجایی را به کرم می دهد که به آن ماهیچه های طولی هم کمک می کند.

 

نمودار 1‏-4- سمت چپ یک کرم غول آسای از اکوادر و سمت راست رنیودریلوس فافنر از کلمبیا را در کنارلومبرکوس ترستریس نشان می دهد.

دستگاه گوارش کرم از دهان آغاز و به گلو، مری ، چینه دان ، سنگدان ، روده ‏و مجرای دفعی ‏پایان می یابد. در حلقه های مری این کرم ها غدد هایی است که کار آن ساختن آهک و ترشح آن به دستگاه گوارش کرم است. غذا پس از گذشتن از دهان ، گلو ومری به بخش چینه دان میرسد و در آن نگهداری می شود. سنگدان به کمک ماهیچه های نیرومند خود غذا و دانه های خاک فرو ‏برده شده را خرد می کند. پس از آن غذای خرد شده به روده می ریزد تا در آنجا مواد ساده جذب خون کرم شود. ‏کرم های خاکی دو سازگان بسته و باز برای ترابری مواد دارند: غذا، مواد زهری و گازهای ‏تنفسی از راه دستگاه گردش خون و یا جریان آب کاواک تنی (کوئلومیک فلوید) می توانند ‏جابجا میشوند. خون در دستگاه گردش خون بسته کرم و در رگ ها و مویرگ ها جریان دارد.خون بیشتر کرم ها دارای هموگلوبین و یاخته های آمیبی بیدرنگی است . کرم های حلقوی سازگان تنفسی ویژه ای ندارند و گاز های تنفسی از راه پوست نمناک کرم داد و ستد می شوند .

نمودار ریخت شناسی کرم های حلقوی A) ریخت کرم B) ساختمان اندام های گوناگون کرم و c) ساختمان نفریدیوم کرم

 سازگان پالایش کننده خون کرم هایحلقوی بجای پالایش خون ، آب کاواک تنی را پالایش می کند . گذشته از سه بند نخستین و بند پایانی کرم ، در هر بند کرم یک نفروستوم مژه دار است که موادی مانند ، آمونیاک ، اوره و شاید اسید اوریک ، را از بدن می گیرد و به درون نفریدیوم دو لپه ای در بند کنری می ریزد. مواد سودمند از دیواره لوپ نازک نخست گرفته می شود و مواد زهری به لوپ ماهیچه ای نفریدیوم می رسد که از آن ادرار کرم از راه سوراخ نفریدی بیرون ریخته می شود .

بازآوری کرم های حلقوی

کرم های حلقوی نرم – ماده یا هر مافرودیت هستند . ولی برای باز آوری نیاز به دوجنس و انجام جفت گیری دارند .

نمودار جفت گیری وپیدایش پیله ها در کرم های حلقوی

‏آنها با اینکه هر دو اندام جنسی نر و ماده را دارند، خود بارور نیستند و برای باروری تخمک های خود جفت گیری می کنند. به هنگام جفت گیری اسپرم یک کرم وارد اتاق اسپرم کگیری کرم دیگر می شود. پس از آ‏ن کمربند جنسی یا کلیتلوم با ترشح مواد موکوییدی و یک پوشش ‏لزج می سازد که به سوی دهان کرم جابجا می شود. یادآور شود که جایگاه این کمربند جنسی در پسین کرم یا بندهای 34 ‏تا 36 (در خانواده لومبریسیده های 22 ‏تا 26 ‏و گاهی 32 ‏) ‏است. جایگاه سوراخ های خاک (سازنده اسپرم) و تخمدان (سازنده تخمک) به ترتیب بند های 15 ‏تا 12 ‏و جایگاه اتاق اسپرم گیری که دریافت کننده اسپرم کرم دیگر است ، بندهای 6 ‏تا 10 ‏است.

‏بنابراین پوشش لزج پدید آمده از کمربند جنسی با جابجای به سوی سر کرم، در آنجا اسپرم را خود از ‏لوله تخمدان ، تخمک ها را دریافت می کند تا به اتاق اسپرم گیری می رسد ، در آنجا اسپرم ها را ‏دریافت می کند. همچنانکه این پوشش یا لوله لزج به جلو جابجا می شود و باروری بیرونی تخمک ها انجام شده و در بخش سر کرم یک سر آن بسته می شود. پس از جدا شدن پوشش لزج از سر کرم سر دیگر آن نیز بسته می شود و به ریخت کپسولی با چندین (1 ‏تا 3) تخم بارور شده ‏به نام پیله یا کوکون در می آید.

نمودار پیله های کرم رینودریلوس فافنر.

کوکون ها نزدیک سوراخ های ورودی کرم در خاک رها می شوند. آنها در آغاز پوشش نازک و ‏رنگ روشن دارند و از مواد شیری البومینوئیدی پر شده اند. با رشد جنین کرم هما این مواد گوارش ‏و جذب می شوند و درون کوکون را کرم های جوان پر می کننده پس از 2 ‏تا 3 هفته کرم های ‏جوان از آنها بیرون می آیند. کوکون ها یا پیله های تخم کرم های خاکی رنگ ها و ریخت های گوناگونی دارند و به ریخت های کره ای ، لیموی و تخم مرغی دیده شده اند. زمان زنده ماندن یک کرم در خاک بستگی به شمار پیله های تخمی دارد که پدید می آورد و آ‏ن هرچه بیشتر باشد ‏زندگی کرم کوتاهتر خواهد بود.

گروه بندی اکولوژیک کرم های خاکی

‏کرم های خاکی در سه گروه اکولوژیکی جای دارد.

 1‏) اپی جیوس: این کرم ها در روی ‏خاک و درون لاشبرگ ها زندگی می کنند. آنها توانایی سوراخ کردن و کندن دالان در خاک را ندارند. آنها اندازه کوچکی داشت و قرمز رنگ هستند.

2‏) آنسیک: این گروه از کرم های خاکی در شب به روی خاک می آیند و در روز به زیر ‏خاک فرو می روند. آ نها توان سوراخ گردن و کندن دالان های عمودی دو خاک را دارند. اندازه آنها میانه و رنگ آنها قهودای است.

3‏) اندوجیوس: این گروه از کرم ها هیچگاه در روی خاک دیده نمی شوند و در دالان های ‏افقی خاک زندگی می کنند. آنها از ریشه گیاهان مرده تغذیه می کنند. این گروه اندازه ای بزرگ دارند و بدون پیگمان هستند.

‏روی همرفته رنگ تن کرم های خاکی بویژه آنهای که در لاشبرگ های روی خاک زندگی ‏می کنند سرخ و آنهایی که دولایه های زیرین خاک زندگی می کنند و مواد کانی خاک را بیشتر ‏فرومی دهند، خاکستری و یا خاکستری مایل به سبز یا آبی است.

فراوانی و گسترش کرم های خاکی

 ‏کرم های خاکی در سرزمین های بیابانی خشک و بدون پوششی گیاهی به دلیل کمی آب و ‏مواد آلی و سرزمین های کوهستانی سرد و جنگل های سوزنی برگ به دلیل یخ زدن و کمبود ‏کلسیم و یا اسیدی بودن خاک شمار اندکی دارند و فراوانی آنها را 10 ‏عدد در هر متر مربع گزارش کرده اند. شمار آنها در جنگل های پهن برگ ، علفزارها و چراگاه های غنی فراوان است و ‏فراوانی آنها را 1000 عدد در هر متر مربع گزارش کرده ‏اند. پ - ‏چ بهینه زیستگاه ‏کرم های خاکی ‏خنثی (5/7‏-7‏) است. آنها نیاز بالای به کلسیم دارند و درخاک های آهکی فراوان تر هستند.

تغذیه کرم های خاکی

1- مواد آلی مرده، لاشبرگ ها و مانده های گیاهی: کرم های خاکی بیشتر از مانده های گیاهی با ‏نسبت کربن به ازت(C/N) کم تغذیه می کنند. آنها از مواد آلی با C/N بالا مانند مانده های گندمیان و مواد گیاهی تانن دار و اسانس دار مانند لاشبرگ سوزنی برگان کمترتغذیه می کنند.

2-گودهای دامی: کرم های خاکی به خوبی از کودهای دامی تغذیه می کنند و می تواند در پیدایش هوموس خاک کارایی داشته باشند.

 3- ریزجانداران: کرم های خاکی با خوردن قارچ ها، جلبلگ ها، پروتوزوئرها و باکتری ها مایه تعادل بیولوژیک جمعیت و هنگه آنها در خاک شده ‏و از افزایش بی رویه شمار ریزجانداران در خاک می کاهند و ازاین راه مایه جوان ماندن جمعیت آنها در خاک می شوند.

4- خاک: کرم های خاکی به هنگام تغذیه مقداری خاک را نیز درون دستگاه گوارشی خود می کنند. دانه های خاک به کمک ماهیچه های گوارشی های سنگدان کرم خرد شده و با آ‏نزیم های گوارشی ، میکروفلور دستگاه گوارش ، کلیست و مواد آلی هوموسی آمیخته می شود. دانه های خاک در اندازه هایی کوچکتر و با رنگی تیره تر به خاک پس داده می شوند.

پیامدهای زندگی کرم های خاکی در خاک

 پیامدهای مکانیکی

زندگی کرم های خاکی در خاک های جنگلی و چراگاه ها مایه زیر ورو شدن خاک و پیدایش دالان ها و سوراخ هایی در آنها می شود. کرم های خاکی با زیر ورو کردن خاک یک شخم بیولوژیک می زنند. بسیاری از کرم ها بویژه گونه های لومبرکوس ترستریس(آلویوفورا لونگا و آلولوفورا نوکتورتا هنگام فرورفتن و کندن دالان های زیرزمینی، خاک ها را در دهان خود فرو می برند و با خود به روی خاک آورد ه و از راه دهان بیرون می ریزند که به آنها کستینگ می گوید. این ‏کار کرم های خاکی در زیستگاه بهینه آنها به اندازه ای اهمیت دارد که داروین در سال 1880 ‏کرم های خاکی را شخم زننده های نخستین» نامید. ‏

اندازه خاکی که از این راه به روی خاک آورد ه می شود بستگی به آب و هوا و بافت خاک ‏دارد. میانگین خاکی که درسرزمین های خشک در هر سال بالا آورده می شود نزدیک 50 ‏تا 75 ‏کیلوگرم در هر آر ( 01/0 ‏هکتار) و در زیستگاه بهینه(سرزمین های نمناک ) نزدیک چندین تن (تا 90 تن) در هر هکتار گزارش شده ‏است. برآورد شده است که در علفزار های دایمی سرزمین های معتدل لایه ای به ژرفای 10 ‏سانتی متر از خاک سطحی در طول 10 ‏تا 20 ‏سال دست کم یکبار ‏بوسیله کرم های خاکی فرو برده شده و برگردانده می شود. این اندازه ها برای خاک سرزمین های ‏کرم و نمناک بیشتر گزارش شده اند. خاک برگردان شده می تواند روی دانه های گیاهان و سنگ ها ‏را بپوشاند و با پنهان کردن آنها جوانه زنی بذرها را افزایش دهد. چرخش خاک به کمک این ‏کرم ها درخاک های سنگین و ریزدانه خیلی بیشتر از خاک های سبک و درشت دانه است. زیرا ‏کرم ها برای کندن یک دالان همانند ، از یک خاک سنگین اندازه بیشتری خاک را در دهان فرو ‏می برند.

‏پیدایش سوراخ ها و دالان ها در خاک ، پیامد دیگر زندگی کرم های خاکی است. درازا، ‏فراوانی و ژرفای دالان های پدید آمده از کار کرد کرم های خاکی بستگی به گونه کرم ، نمناکی و ‏بافت خاک دارد. برخی گونه ها بیشتر در لایه های رویی خاک زندگی می کنند مانند گونه ‏آلویوفورا کالیژینوزا که تنها تا ژرفای ، 3 ‏ساننی متری خاک پایین می رود. گونه های دیگر معین ‏جنس مانند آلولوبو فوراتوکتورنا تا 30 ژرف های 5/3 ‏متری هم می توانند پایین بروند. گونه لومبریکوس ‏ترستریس که کرم چمن هم نامیده شده است تا ژرفای 2 ‏متری پایین می رود.

 ‏ژرفای دالان های پدید آمده در خاک های خشک خیلی بیشتر از خاک های نمناک است. ‏کرم ها برای جستجوی آب و دوری ازگرما در خاک های کرم و خشک، خود را به ژرفای 6 ‏متری ‏می رهانند ولی در سرزمین های معتدل خیلی کم پیش می آید که به ژرفای 2 ‏تا 3 ‏متری برسند.

‏کرم هایی مانند دندروباینا در سرزمین های نمناک در روی خاک و میان لاشبرک ها زندگی ‏می کنند . ‏کرم ها برای دوری از خشکی و دماهای بسیار پایین یا بالا به لایه های زیرین خاک می روند و در اتاقک های خواب خود تا بهتر شدن زیستگاه می مانند. خاک های سبک و درشت بافت آب خود ‏را زود تر از خاک های ریز بافت ازدست می دهند. بنابراین آنها گنجایش گرمایی پایین داشته و ‏خیلی زود تر و تا ژرفای بیشتری گرم و یا سرد می شوند. بدین گونه است که ژرفای سوراخ ها و ‏دالان های کرم های خاکی در خاک های سبک خیلی بیشتر از خاک های سنگین و ریز بافت می شود.

‏روی همرفته کرم های خاکی سالانه در هر هکتار 4 ‏تا 5 ‏کیلومتر دالان پدید می آورند که از ‏راه های گوناگونی به روی خاک بازمی شوند. دالان ها بیشتر عمودی اند و در جایگاه هایی از آ‏ن ‏اتاقک هایی کوچک و بیضی شکل دارند که یک کرم یا چند کرم خواب تابستانی خود را در آنها ‏می گذرانند. گاهی رویه درونی دالان ها از مواد رنگی پوشیده می شود. مانند رنگ آجری که از ‏اکسیده شدن آهن فرو در خاک های خیس پدید می آید، رنگ سیاه که در زمین های با تهویه ‏ خوب با مواد آلی فراوان از هوموسی شدن مواد آلی شکار می شود و رنگ سفید که واهمت به شستن آهک در دیواره دالانها است.

پیامد های فیزیکی

ساختمان خاک: زندگی و کار کرد کرم های خاکی مایه پدید آمدن ساختمان گرانولار و ‏دانه ای در خاک می شود. برای نمونه دیده شده است. که بدنبال کار کرد کرم ها در خاک های چرئوزم، هم ساختمان خاک به تندی از منشوری به ریخت تکه های نامنظم و یا مدوربلوکی یا دانه ای در می آید.

بافت خاک: خاک های که به آهک کرم فرو می رود و از دهان یا مجرای دفعی آن بیرون داده می شوند، بدنبال ساییدگی و خردشدن در دستگاه گوراشی کرم دانه بندی کوچکتر و نرم تری پیدا می کند.

افزایش پایداری خاکدانه ها: خاک ها پس از بیرون آمدن از دستگاه گوارشی کرم ، دارای خاکدانه هایی درشتر و پایدار تر می شوند. پایداری خاکدانه ها از راه های زیر افزایش می یابد:

1‏) فروزینگی(دگراداسیون) و گوارشی خوراک کرم مایه پدپد آ مدن مواد هومیگ و بی جنبش شدن بخشی از آنها بر روی دانه های خاک می شود.

 2‏) غده های آهکی درون ریز کرم مایه آغشته شدن دانه های خاک به آهگ می شود

3‏) دستگاه گوارشی کرم ، میکرو فلور دستگاه گوارشی و ترشحات غده های پوستی یا برون ریز کرم مایه پیدایش مواد لزج و چسبناکی می شوند که می توانند خاک دانه های پدید آمده را بپوشانند و پایداری آنها را افزایش دهند.

افزایش توان نگهداری آب خاک: با خرد شدن مواد آلی و ریزتر شدن بافت خاک و آمیخته شدن این مواد توان خاک در نگهداری آب بالا می رود.

‏ ‏افزایش پوکی و تهویه خاک: کرم های خاکی با:

1‏) کندن راه ‏ها و دالان های زیرزمینی

2‏) پدید آوردن خاکدانه های بزرگتر ودانه ای

3) افزایش کارکرد و فراوانی جانوران دیگر خاک بویژه برخی از میکروفون و مزوفون آ‏ن.

4‏) شخم خاک مایه افزایش پوکی و تهویه خاک می شوند. این کارکرم های خاکی در چراگاه های که خاک های رسی دارند بسیار با اهمیت است.

افزایش تندی و اندازه نفوذ آب در خاک: کرم های خاکی از راه ‏های یادشده ‏در بالا مایه کاهش روان آب ها بویژه در زمین های تخت و هموار شده و از فرسایش آبی خاک به اندازه ‏چشم گیری می کاهند.

دگرگونی رنگ خاک: کرم های خاکی با آمیختن مواد کانی و آ‏لی و همچنین بهم زدن لایه های خاک و فروبردن مواد آ‏لی به لایه های زیرین آن مایه یکنواخت تر شدن ویژگی های فیزیکی ، شیمیای و بیولوژیکی لایه های خاک می شوند.

پیامد های شیمیایی

تجزیه و فروزینگی مانده های گیاهی: کرم های خاکی مانند دیگر جانوران خاک مایه خرد ‏شدن مانده های گیاهی می شوند. همچنین دستگاه گوارش آنها و یا میکروفلور دستگاه گوارش آنها دارای آنزیم های آمیلاز، پروتئاز، ساکاراز، لیپاز، سلولازوکیتیناز است که می توانند مواد آلی را فروزینه و گوارش کنند. برای نمونه کرم های خاکی با خوردن یک لاشبرگ گیاهی توانسته اند نسبت C/Nآنها را از 27 ‏به 11 ‏برهانند. کرم ها از راه های گوناگونی به فرآ‏یند هوموفیکاسیون مواد آلی در خاک کمک می کنند:

1‏) خرد کردن بازمانده های گیاهی

2‏) افزایش تهویه خاک

3‏) خنئی کردن پ-اچ خاک

4‏) افزودن و ترشح آور و آمونیاک در خاک

5‏) آمیختن مواد آلی و ‏کانی

6) پراکندن و بردن مواد آلی به لایه های زیرین

‏7) دگرگرنی فراوانی و جوان نگه داشتن ‏میکروفلور خاک و بدنبال آ‏ن بالا بردن کارکرد بیولوژیک خاک و ... از گروه راه های است که می توان یاد آ‏ور شد.

افزایش گنجایش تبادل کاتیونی خاک: کرم های خاکی از راه های:

1‏) خرد کردن و ‏هوموفیکاسیون مواد آلی

2‏) خرد و نرم کردن دانه های خاک یا ریزکردن بافت خاک این کار را انجام می دهند. ‏

دگرگونی پ - اچ خاک:

پ - اچ موادی که ازدستگاه گوارش های کرم می گذرند نزدیک خنثی است که می تواند وابسته به آهک غده های آ‏هکی درون ریزه امونیاک و دیگر ترشحات روده ای کرم باشد.

افزایش ریخت قابل جذب عناصر در خاک:

 مواد بیرون داده شده از دستگاه گوارش و یا ‏برگردانده شده از دهان کرم در برابر خاک نخستین دارای نمک های محلول کلسیم، منیزیم ، پتاسیم، فسفر، ازت و آهن بیشتری هستند که می تواند وابسته به کار دستگاه گوارش کرم و یا ‏میکروفلور روده ای آ‏ن باشد. همچنین گزارش شده است که افزودن کرم به خاکی که کمبود ‏مولیبدن دارد، توانسته است کمبود گیاه را درمان کند.

افزایش ازت معدنی یا کانی خاک:

 غده های اپیدرمی کرم های خاکی با ترشح مواد لزج موکوپروتئینی و سوراخ های تنفسی آ‏ن با بیرون دادن مایع دارای آ‏مونیاک ، اوره و گاهی اسید ‏اوویک می توانند ازت خاک افزایش دهند. مواد ازت دار ترشح شده ازغده های اپیدرمی و سوراخ های تنفسی یا خود محلول هستند و یا انکه میکروفلور خاک آنها را به تندی فروزینه کرده و به ریخت محلول و کانی در می آورد . همچنین 54 ‏تا 72% وزن خشک تن کرم های خاکی را ‏پروتئین ها می سازند که پس از مرگ کرم ها مواد ازت دار خوبی هستند که به خاک افزوده ‏می شوند. سالانه نزدیک 80% کرم های خاکی می میمرند. از آنجایی که در خاک های خوب برای - ‏زندگی کرم ها، نزدیک 50 ‏تا 70% زیتوده خاک از کرم های خاکی پدید می آید، اندازه ازت ‏افزوده شده به خاک از راه مرگ و میر کرم ها می تواند چشم گیر باشد. اگر فاکتور پروتئین برای کرم خاکی 25/6 ‏فرض شود یا واروته آ‏ن اگر فرض شود که پروتئین های تن کرم خاکی 16% ازت ‏دارد، با اندازه گیری زیتوده خاک می توان برآورد نمود که سالانه چه اندازه ازت از مرگ و ‏میر کرم های خاکی به خاک افزوده می شود. یادآور شود که این ازت با رفتن به چرخه ازت ، ‏راه های گوناگونی خواهد داشت که دربخش های آینده در اینباره بیشتر گفتگو می شود.

پیامد های بیولوژیک

‏زندگی کرم های خاکی مایه دگرگونی شمار ریزجانداران و کارکرد آنها در خاک می شود.شمار برخی از باکتری ها مانند باسیلوس سرعوس در خاک های بیرون داده شده از دستگاه گوارشی کرم ها و یا برگرداننده ‏شده از دهان آنها ناچیز و فراوانی ازتوباکترکمتر از خود خاک است.. ولی ‏فرارانی هتروتروف های دیگر بویژه سازنده های ویتامین B12 ، آمونیفیکاتورها و نیتریفیکاتورها افزایش می یابد. کارکرد کرم های خاکی مایه افزایش فراوانی اکتینومیست ها شده ولی از فراوانی قارچ ها در خاک می کاهد و بسیاری از جلبک ها را نابود می کنند.

‏روی هم رفت بودن کرم های خاکی در خاک مایه افزایش فراوانی میکرو فلور خاک می شود. به ‏گونه ای که گاهی فراوانی آنها درخاک دارای کرم 4 ‏تا 5 ‏برابر بیشتر از خاک بدون کرم میشود. ‏افزودن کرم خاکی در خاک های با مواد آلی فراوان و تجزیه نشده مایه افزایش کارکرد میکروفون در آنها می شود. کرم های خاکی با کنترل بیولوژیکی و جوان نگه داشتن هنگ ‏میکروبی خاک وهمچنین با بهبود شرایط فیزیکی و شیمیای و زیستی خاک ، به کار کرد میکروب های خاک می افزایند. ‏زندگی و کار کرد کرم های خاکی در خاک و بدنبال آ‏ن دگرگونی ویژگی های فیزیکی ، شیمیایی و بیرلوژیکی خاک همگی مایه بالا رفتن توان بار آ‏وری خاک می شود، به گونه ای که برخی کرم های خاکی را کرم کشاورز نامیده اند.

پیامد ویژگی های خاک بر زندگی کرم های خاکی

‏ویژگی های فیزیکی، شیمیای و بیولوژیکی خاک بر آرودکارکرد کرم های خاکی یا پیامدهای زیر را دارد:

1- نمناکی و آب خاک: نزدیک 80 تا 90 % ‏تن تازه کرم های خاکی را آب می سازند. ازاین رو کرم های خاکی نیاز به آب فراوان داشته و در پی خشک شدن خاک بیشتر آنها می میرند. بهترین نم ‏خاک برای زندگی کرم های خاکی گنجایش زراعی است.برخی از کرم های خاکی که توان فرو ‏رفتن در خاک را دارند در هنگامی که خاک خشک می شود به دالان های ژرف خود پناه برده و ‏از اتاقک های ویژه خواب تابستانه خود به تنهایی یا گروهی به ریخت گلوله ای به دور خود گرد ‏می شوند. آنها بدون هیچ گونه کارکردی با پایین آوردن سوخت و ساز خود تا نمناک شدن دوباره ‏خاک در آنجا به حالت خواب بسر می برند. کرم های خفته می تواند تا حدود 50% ‏از آب تن خود و حتی برخی از گونه ها مانند لومبریکوس ترستریس تا نزدیک 70 ‏% آن را از دست بدهند. بدین گونه است. که آنها می توانند ماه هایی پی در پی در خاکی خشک زنده بمانند. کرم های خاکی در خاک های نمناک آب فراوانی را از راه پوست جذب می کنند. زیرا برای انجام تنفس پوستی باید پوست آنها کاملاً خیس بامقدار آب جذب شده کم کم از راه نفریدی ها یا روده ها بیرون داده می شود. اندازه آب بیرون داده شده از تن کرم های خاکی بسیار بالا و نزدیک 60 ‏% وزن تن کرم در یک روز است.

2- دمای خاک: کرم های خاکی که در خاک سرزمین های معتدل زندگی می کنند. توان گرما ‏یا سرمای بالا را ندارند. دمای بهینه برای کرم های خاکی 10 ‏تا 20 ‏درجه سانتی گراد است.

همه آنها ‏در دمای زیر صفر در زمان چند ساعت می میرند. بیشتر گونه های کرم های خاکی در دمای بیش از 25 ‏درجه سانتی گراد در مدت چند روز می میرند. این جانوران برای دوری از دماهای بد به ‏سوراخ ها ودالان های زیرزمینی پناه می برند. کرم های غول آسا که در سرزمین های گرم و نمناک ‏زندگی می کنند در برابر گرما بردبار تر هستند.

3- تهویه خاک: کرم ها از راه سوراخ های پوستی خود تنفس می کنند ولی به کمبود اکسیژن ‏زودرنج نیستند. آنها در زیستگاه بادی اکسید کربن فراوان و بی موازی می توانند برای زمان کوتاهی ‏زنده بمانند. اندازه مواد اسیدی در تن کرم ها در چنین زیستگاهی کم کم بالا می رود که پس از ‏بهبود تهویه خاک آنها اکسیده می شوند. به هر گونه کرم های خاکی به اکسیژن (اگر چه به اندازه کم نیاز دارند ودر خاک های سنگین با زهکشی بد کمتر زیست می کنند و فراوانی کمی دارند. هنگامی که کلسیم قابل جذب و فراهم برای کرم های خاکی در زیستگاه آنها فراوان باشد، این ‏کرم ها بخشی از کلسیم جذب شده را به کمک غدد های ویژه آهک ساز خود به فرم کربنات کلسیم در آورده و از این راه مایه کاهش زیان دی اکسید کربن پدید شده در تن و در پی آن در اتمسفر خاک می شوند.

4- پ- اچ خاک: فراوانی و کارکرد کرم های خاکی در خاک های خنثی و بازی بیش از ‏خاک های اسیدی است. اسیدیته بالا درخاک کرم ها را می کشد. برخی از پژوهندگان بشمار کم ‏کرم ها در خاک های اسیدی را بیشتر وابسته به بهبود یون کلسیم در این خاک ها می دانند. ولی دیده شده که بیشتر کرم ها از پ - اچ های بسیار اسیدی (کمتر از 4/5 ‏) رنج می برند که این وابسته به تغذیه آنها نیست.روی هم رفته کرم های خاکی سرزمین های معتدل در برابر پ - اچ 6 تا 8 ‏بردباری می کنند و پ - اچ نزدیک 7 ‏برای آنها بهینه است. در برخی سرزمین های کرم و نمناک که پ- اچ خاک اسیدی است بیشتر جنس هایی مانند مگاسکولکس و مگاسکولیدس زندگی می کنند.

5- کلسیم فراهم خاک: کرم های خاکی نیاز به کلسیم فراوانی دارند که آ‏ن را به ریخت یون کلسیم جذب می کنند. کلسیم جذب مثل به کمک غده هایی ویژه به کربنات کلسیم دگرگون شده و به ریخت دانه های کوچک کلسیت به لوله گوارش می ریزد. این غده هاگذشته از کلسیم اندازه ‏برخی عناصر دیگر را در خون هماهنگ می کنند. برخی از کرم ها مانند آلولوبوفور کالیژینوزا در ‏برابر کمبود کلسیم بسیار زودرنج هستند و فراوانی آنها به هنگام کمبود کلسیم در خاک کاهش ‏می یابد. به هر گونه برخی از کرم ها می توانند درخاک های غیر آهکی و سیلیسی بخوبی زندگی ‏کنند. پس نیاز به کلسیم گونه ها نا همانند است.

6- کارهای کشاورزی و خاکورزی: روی هم رفته کارهای کشاورزی مایه کاهش فراونی کرم های خاکی در خاک می شود. کارهای خاکورزی شمار کرم های خاکی را به اندازه ‏چشمگیری کاهش می دهد. گزارش شده است. که انجام شخم سالانه و ژرفه برای پنج ‏سال نزدیک 70% کرم های خاکی را نابود کرده است. کرم های درشت از این کارها بیشتر آسیب ‏می بینند. کشت فربود (اینتنسیو) و نیز نابودن کردن پوششی گیاهی در کشتزارها کاهش مواد غذایی ‏کرم ها و شمار آنها را بدنبال دارد. در برابر آن کاربرد کود دامی کود سبز ومالج گیاهی در ‏کشتزارها مایه بالا رفتن فراوانی کرم های خاکی می شود. کودهای شیمیای با دگرگون کردن پ- اچ و پیامدی که بر رشدگیاهان دارند، می توانند زیان آور و یا سودمند باشند. کودی مانند سولفات آمونیوم و یا سولفات پتاسیم و نیز فسفات آمونیوم با کاهش پ - اچ خاک که گاهی به 5/4 تا 5 ‏می رسد، می توانند پیامد زیانبارتری بر کرم های خاکی داشت باشند بویژه کود سولفات آ‏مونیوم که می تواند مایه بسته شدن و انعقاد پروتئین ها شود.

 

 

بهره برداری از کرم های خاکی در کشاورزی

 ‏پرورش گونه های کارا و پراکندن این گونه های سود مند از کرم های خاکی در زمین های که ‏این جانور را ندارند. بهبود ویژگی های خاک را برای ومثل گیاهان به هم راه دارد. در نیوزلند با ‏افزودن گونه آلوبوفورا کالیژینوزا به بخش های ویژه ای از یک علفزار دایمی بدون کرم دیده شد ‏که پس از 4 ‏سال گیاهان چند متری بخش تیمار شده و پس از 8 ‏سال گیاهان 200 ‏متری بخش ‏تیمار شده با کرم ، سبرتر بوده و رشد بهتری داشته اند. ولی افزودن این کرم ها در خاک های سرزمین های گرمسیری و نیمه گرمسیری با شکست روبرو شده ‏است ، چرا که نیوزلنلد آب و هوایی ‏مانند اروپا دارد و این کرم ها در این زیستگاه ‏بهینه خود بهتر زندگی کرده و کارایی دارند.افزودن‏کرم های خاکی که توان کندن خاک را دارند مانند لومبریکوس ترستریس و آلولوبو فورا مایه افزایش کارکرد گیاهان تا 70% شده است که برای 10 ‏تا 12 ‏سال این افزایش کارکرد گیاهی تا 30% باز هم دیده است. ‏برای پرورش و افزودن شمار کرم های خاکی و بنابراین آ‏ماده سازی کود بیولوژیک آ‏ن کار های زیر را انجام می دهند

1) آماده ‏سازی آمیخته ای برابر از خاک برگ ، کود گاوی و خاک برگ الک شده

2‏) رساندن نمناکی آن آ‏میخته به نزدیک گنجایش زراعی

3‏) رها کردن کرم بالغ یا پله های تخم در زیستگاه اماده شده

4‏) جداسازی پیله های دارای جنین یا تخم با الک ، پس از رشد و بارآوری کرم ها در آ‏ن

5‏) افزودن این پیله های تخم بر روی اندازی بیشتری از زیستگاه یاد شده

6) انجام گام های 4 ‏و 5 ‏برای چند بار دیگر تا جایی که پیله های کرم ها به اندازه کافی فراوان ‏شده

7‏) آ‏میختن آنها با گود دامی و گیاهی برای پخش در کشتزارها.

‏برای بهبود ویژگی های خاک برای رشد و بازوی کرم های خاکی در آ‏ن زمین های خشک را می توان آبیاری کرد، خاک های اسیدی را می توان آهک داد و به خاک های بدون پوشش گیاهی و مواد آ‏لی گیاهی کود آ‏لی افزود. زمان بهینه برای پخش کرم ها درکشتزارها و چراگاه ها ‏پس از بارندگی است و بهتر است. که خاک نمناک ، دما ملایم و هوا ابری باشد. تخم و جنین کرم ‏خاکی در درون پله در برابر خود جانور به هنگام خشکی زیستگاه پایداری بیشتری دارند و زمان ‏دراز تری در خاک کم نم زنده می مانند. از سوی دیگر پیله ها به آسانی در خاک پخش می شوند.

‏‏کوکون ها به همراه آبهای جاری ، با چسبیدن به پای جانوران و با چسبیدن به ماشین های کشاورزی و ... به آسانی در خاک جابجا و پراکنده ‏می شوند. در برابر آن پیشروی کرم های خاکی در خاک بسیار کند و نزدیک 10 ‏متر در سال است. بنابراین در کودهای بیولوژیکی کرم خاکی بهتر است که بجای کرم، کوکون ها را به خاک افزود.

‏از کرم های خاکی تند رشدی مانند جنس های اوودریلوس آفریقای، متافیر و آمینتاس هندی ، پریونیکس فیلیپینی وبویژه ایسنیا سرزمین های معتدل برای اعاده کردن کود کمپوست بهره گیری می شود. گونه ایسنیا فویتیدا اندازه کوچکی دارد و کرمی تند شد با توان بازآوری بالای است.این کرم ها می توانند از مواد آلی گوناگون بهره گیری کنند. آنها با خرد کردن مواد آلی گیاهی ، جانوری و یا زباله های قهری به همراه فروزینگی میکروبی ، کمپوستی بنام ورمی کمپوست یا کمپوست کرم می سازند. بخش بزرگی ازاین کود، مواد بیرون داده ‏از دستگاه گوارش کرم است که از خرد شدن ، ساییدن ، بهم آمیختن مواد خورده شده ‏به همراه کربنات کلسیم ، آنزیم ها ، مواد سوخت و سازی ریزجانداران دستگاه گوارش کرم است.کمپوست کرم کودی بی بو ، تیره رنگ ، و دارای هرومون های جیبریلیک اسید و اکسین ، آنزیم ها و عناصر غذایی گیاهی در ‏دسترسی و بویژه ویتامین ها است. از ورمی کمپوست بیشتر در سبزی کاری ها، خزانه، نهالستان ها و در ‏گلدان های گیاهان گلخانه ای بهره گیری می شود. در هند پیشنهاد شده است که از ‏ورمی کمپوست برای کشت قارچ خوراکی آگاریکوس بیسپورا بهره گیری شود.

‏لاشه کرم ها سرشار از پروتئین ها ( 54 ‏تا 72 % وزن خشک)، اسید های چرب ( 5/2تا 3% وزن ‏خشک) عناصر دیگر ماننل ید است. این کرم ها را می توان جدا کرد و در مرغداری ها و ‏استخر های پرورشی ماهی بگار گرفت. برای جلوگیری از زیان بیماریزاها وپاتوژن های همراه کرم میتوان آنها را شست و چند ساعت در آ‏ب گذاشت تا روده های آ‏ن از مواد خورنده شده تهیه شوند سپس آنها را می توان در دمای بالا برای نابودی ریزجانداران بیماریزا خشک کرد و به ریخت پودری همانند آرد ماهی در آورد. ارزش غذای کرم ها بستگی به موادی دارند که آنها تغذیه می کنند. گاهی کرم ها عناصر زهری مانند سرب ، کادمیوم ، جیره و روی را از مانده های ‏آلوده به خود جذب می کنند که می توانند برای کاربرد آنها در مرغداری ها و استخرهای پرورشی ماهی زیانبار باشد.

 

نمونه برداری و شمارش کرم های خاکی :

 ‏برای شناسایی گونه ها و برآورد فراوانی کرم های خاکی ، نیاز است که ژرفای 0‏تا 5/1 متری خاک و در فصل های سرد وخشک سال تا ژرفای بیشتر آ‏ن را بررسی نمود. ولی برای نمونه گیری دیگر جانوران خاک خیلی کم نیاز می شود که ژرفای بیش از 25 سانتی متری خاک بررسی شود. ‏زیرا بیشتر جانوران در لایه 10 سانتی متری بالای خاک زندگی می کنند. به هر گونه برای ‏نمونه گیری وشمارش کرم های خاکی روشی های گوناگونی پیشنهاد شده است. که هر یک دارای برتری های ویژه ای است..

شمارش با دست

در روش شمارش با دست حجم ویژه ای از خاک نمونه برداری و جانوران آ‏ن شمرده می شود. پس از آن شمار کرم های خاکی در یک وزن یا سطح از خاک (تعداد در کیلوگرم یا متر مربع) ‏گزارش می شود. این روش ساده ترین ، دقیق ترین ، و کم هزینه ترین روش ها است.. ولی زمان بسیار ‏می گیرد و درستی داده های آن به شکیبایی و موشکانی پژوهنده بستگی دارد.

بهره گیری از غربال ها و شستشوی خاک

‏در روش بهره گیری از غربال ها، پس از نمونه برداری از خاک وزن ویژه ‏ای از آن را روی ‏الک هایی دوگانه (با سوراخ های 5/0 ‏و 2 ‏میلی متر) می ریزند و آن را در یک ظرف بزرگ با فشار آب می شویند. در این روش ، پژوهنده از وزن و سطح خاک نمونه برداری و آگاهی دارد. بودن ‏مواد آلی کار شمارش کرم ها را دار می کند که محلول سولفات منیزیم 2/1 گرم بر لیتر کار ‏را آن می کند. هر غربال را درون محلول می کنند ، مواد آلی که سبکتر هستند شناور شده و به روی محلول می آیند و کرم های خاکی ازمحلول فرومانده و آویزان می مانند.

 بهره گیری از روش های شیمیایی

محلول هایی با غلظت ویژه از مواد برانگیزاننده کرم ها آماده می شود و حجم ویژه ای از آن را ‏روی خاک می ریزند و زمان می دهند تا کرم ها به سطح خاک بیایند برای ننونه در بهره گیری از ‏محلول فرمالین در سطح یک متر مربع، برای سه بار و هر بار 15 ‏لیتر (سر هم 45 ‏لیتر) از محلول 1/0 ‏تا 5/0% (275/0 %) فرمالدهید می ریزند، تا کرم های خاکی از لایه های زیرین بالا بیایند پس از آ‏ن شمارآنها در یک سطح خاک برآورد و گزارش می شود. این روش برای گونه لومبرگبرس ترستریس بویژه در زمین های کشاورزی سودمند است ولی در چمنزارها کارایی چندانی ندارد. در این روش گونه های بزرگ و نیرومند به روی خاک می آیند ولی گونه های کوچکتر یا کرم های جوان نمی توانند خود را بالا کشند و می میرند. کاستی دیگر این روش نداشتن گاهی از ‏حجم یا سطح دقیق خاک بررسی شده است. زیرا فرورفتن محلول افزوده شده در خاک بستگی به ‏ویژگی های خاک دارد. محلول دیگری که در این روش بکار گرفته شده ، پرمنگنات پتاسیم 5% است. ‏

روش الکتریکی

‏در روش دویکسن دو الکترود با فاصله و جدا از یکدیگر در خاک گذاشته می شود و در ‏زمان های پی در پی به خاک شوک الکتریکی داده می شود ، در این هنگام کرم های خاکی برانگیخته ‏شده و از خاک بیرون می آیند، پذیرفتن این روش از سوی پژوهندگان در آ‏غازچشم گیر بود. ولی ‏از یک سو رسانایی خاک ها یکسان نیست و نمی توان اندازه خاک بررسی شده را دانست و از سوی دیگر در این روش کرم هایی که نزدیک الکترود هستند بسیار برانگیخته می شوند و بیشتر آنها ‏فلج یا کشته می شوند. بنابراین کرم هایی که دورتر ازالکترود هستند بیرونی می آیند. برخی از کرم ها ‏به ژرفای پایینی خاک پناه می برند گاهی شوک وسیله به جاهای دورتر به اندازه ای نیست که ‏کرم ها را ‏وادار به بیرون آمدن از خاک کند.

نگهداری نمونه کرم های اصلاحی

برای نگهداری بیشتر جانوران خاک می توان از الکل بهره گیری کرد. الکل آ‏ب نمونه ‏جانوری را گرفته و از پوسیدن آن جلوگیری می کند. هر چه نمونه جانوری آ‏ب دار تر باشد الکل ‏بکار رفته بایستی غلیظ تر باشد. برای نگهداری جانوران با ترشحات رنگی مانند هزارپاها الکل را بایستی چند بار بیرون ریخت و جایگزین کرد.

گاهی نمونه جانوران را تا هنوز نرم است به ریخت ویژه ای درمی آورند. چنین ریختی دیدن و ‏بررسی نمونه را امان تر می کند. در این کار برای آبگیری و خشک کردن جانورا‏ن را در الکل می گذارند برای جلوگیری از چروکیدگی و شکنندگی نمونه و برای نرم ماندن آ‏ن را با محلول هایی از اسید استیک گلاشیال ، فرمالدهید و گلیسرول تیمار می کنند. برای نمونه وان آمدن در سال 1921 ‏برای نگهداری لارو سوسک ها آمیخته ای را پیشنهاد می کند که دارای: 6 بخش ‏فرمالدهید 35% ، 15 ‏بخش اتیل الکل ها95% ، 2‏بخش اسیداستیک گلاشیال و 30 ‏بخش آ‏ب مقطر است. لارو سوسک را یک هفته در این آمیخته نگهداری و سپس در الگل 80% می اندازند .لارو ‏سوسک نرم می ماند و تیره یا پوسیده نمی شود.

 برای نگهداری کرم خاکی در آغاز نمونه را در این متیلیک 70% کشته و آبگیری می کنند. ‏سپس آ‏ن را بر روی یک دستمال آغشته به فرمالین 10% برای 10 ‏دقیقه می گذارند تا کرم سخت شود و نشکند. پس از آن کرم را به ریخت دلخواه ‏(راست و کشیده) درمی آورند. آ‏ن را در محلول فرمالین 10% برای 3 ‏تا 4 ‏روز رها می کنند. برای نگهداری آن در زمان هایی دراز نمونه را در ‏محلول فرمالین 5% می اندازند.

کرم های خانواده اتکی تراییده

 ‏یک گروه دیگر از جانوران خاکزی در شاخه کرم های حلقوی، کرم های گلدانی یا خانواده ‏انکی تراییده است که در کلاس یا رده کم تاران گروه بندی می شوند. ویژگی های کرم های گلدانی ‏مانند کرم های خاکی است. آنها تنی استوانه ای و بند بند دارند بر روی بند های تن آنها تارها، سوراخ های تنفسی ، ترشحی و حفره ها جنسی دیده می شوند. همانند کرم های خاکی نرماده (هرمافرودیت) و دوجنسی هستند. بنابراین برای بازآوری نیاز به جفت گیری دارند اندازه آنها در ‏برابر کرم های خاکی بسیار کوچک و درازای آنها بسته به گونه کرم از کمتر از 2‏میلی متر تا بیش از 30 ‏میلی متر است که گاهی به 5 ‏سانتی متر هم می رسد. قطر آنها نیز کوچک و از 2/0 تا ‏1 میلی متر است. رنگ آنها بیشتر سپید است. که گاهی به رنگ قرمز یا رنگ های تیره در می آ‏ید. ‏رنگی بودن این کرم ها وابسته به غذای درون دستگاه گوارشی آنها است. ‏

فراوانی و پراکندگی کرم های گلدانی

 ‏کرم های گلدانی در سرزمین های گوناگون تو انایی زیستن دارند ولی فراوانی آنها بستگی به ‏ویژگی های خاک و آب و هوای این سرزمین ها دارد. شمار کرم های گلدانی در خاک های خوب ‏با هوموس مول از هزار تا یکصد هزار در هر متر مربع گزارش شده است. برای نمونه در هر متر ‏مانند کرم های خاکی است.

‏جنگل های پهن برگ با هوموس کمی تجزیه شده 20 ‏تا 40 ‏هزار کرم از خانواده انکی تراییده ‏شمارش شده است. فراوانی این کرم ها در علفزار های با خاک اسیدی تا 20 ‏هزاره در کشتزارها نزدیک 2 ‏تا 10 ‏هزار و در جنگل های سوزنی برگ باهوموس مور تا بیشی از 200 ‏هزار در هر متر مربع گزارش شده است. بنابراین آشکار است. که این کرم ها در برابر کرم هاو خاکی در هوموسی مور و جنگل های سوزنی برگ فروان تر هستند. کرم های گلدانی در زمین های غرقاب و لجنزارها کمیابند. آنها در زیر پوست

 

درختان و چوب های پوسیده ‏فراوانی بالایی دارند. روی هم رفته کرم های گلدانی خاکی نمناک ، تهویه شده و سرشار از مواد آلی پوسیده را دوست دارند و در سرزمین های گرم و نمناک فراوانی بیشتری دارند. شمار این کرم ها در خاک در بهار و پایین به بیشترین اندازه خود می رسد. فراوانی این کرم ها در تابستان های گرم و بویژه ‏به هنگام خشکی خاک ، گاهی تا 99% کاهش می یابد بهترین زیستگاه برای این کرم ها، خاکی با مواد الی فراوان هوموس ترش یا ‏مور و پ - اچ اسیدی است که نمناکی و تهویه ای بهینه داشته باشد. آنها در دماهای گرم و یا سرد ‏می توانند زندگی کنند.

‏پراکندگی و فراوانی کرم های خانواده انکی تراییده ‏در نیمرخ خاک بستگی به نمناکی، دما، ‏اندازه مواد آلی خاک و بویژه گونه این کرم ها دارد. در خاک های جنگلی و یا علفزارها که خاک ‏آنها پوشش گیاهی کافی و بسنده دارد. این کرم ها بیشتر در لایه های رویین خاک (تا ژرفای 5 ‏سانتی متری) دیده می شوند. آنها در خاک های زیر کشت تا ژرفای 20 ‏سانتی متری و در خاک های شنی و خشک که پوششی ناچیزی دارند تا ژرفای 5 ‏تا 10 ‏سانتی متری خاک پراکنده اند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 17:35  توسط صالح حسن زاده  |